شوراهای شهر و روستا ازجمله نهادهایی هستند که در قانون اساسی مورد شناسایی قرار گرفتهاند. با آنکه شوراهای مذکور نماد مشارکت مردم در اداره امور محلی بوده و گامی در جهت تمرکززدایی محسوب میشوند، تا سالها پس از تصویب قانون اساسی، وارد نظام حقوقی کشور نشدند. از زمان تشکیل این شوراها همواره در مورد حیطه صلاحیتها و اختیارات و وظایف آنها بحث و گفتگو وجود داشته است. ازاینرو سؤال مهم آن است که ماهیت کارکردی شوراهای شهر و روستا چیست؟ ازآنجاکه نهاد فوق از سوی قانونگذار اساسی پیشبینی شده است، برای پاسخ به این سؤال، باید اصول قانون اساسی، مشروح مذاکرات نمایندگان عضو مجلس بررسی نهایی قانون اساسی و نظرات شورای نگهبان بهعنوان نهادی که وظیفه پاسداری از قانون اساسی را بر عهده دارد، مورد بررسی قرار گیرند. در این جهت، با استفاده از روش تحلیلیتوصیفی، این نتیجه به دست آمد که در قانون اساسی و مشروح مذاکرات اعضای مجلس فوق، دو صلاحیت «اداره امور کشور» و «نظارت»، برای این شوراها پیشبینی شده؛ اما رویه شورای نگهبان در رابطه با شناسایی این دو صلاحیت، ثابت نبوده و در بسیاری از مواقع، رأی به انحصار صلاحیت این شوراها در مقوله «نظارت» داده است.