تجربه نشان داده است که قانون بشری بهتنهایی نمیتواند مشکلات جامعه را برطرف سازد. قانونگذار هر اندازه هم که توانا و دانا باشد، نمیتواند تمام موارد مورد نیاز برای حکم در مورد حوادث پایانناپذیر زندگی را پوشش دهد؛ زیرا طبیعت زندگی اقتضا میکند که همواره در حال تغییر باشد و بر حال ثابتی نماند؛ لذا هیچ عقل بشری، هر اندازه دورنگر و همهجانبهنگر باشد، نمیتواند تمام وقایع و حوادث آینده زندگی بشری را پیشبینی کند و بر اساس آن احکام مناسب وضع نماید. به همین دلیل قوانین وضعی همواره در پی تعیین منابع ذخیرهای برای رجوع قاضی به آن در صورت کفایت نکردن متون قانونی برای صدور حکم مطلوب هستند. با وجود این برخی اعتقاد دارند احکام اسلام، برای تمام اعصار نیست، بلکه اصول کلی را بیان کرده است. مقاله حاضر نشان میدهد اسلام دارای مؤلفههایی است که آن را جاودانه ساخته است. ضمن آنکه اجتهاد ـ البته با رعایت شروط و ضوابط آن ـ نقص در احکام اسلام را برطرف میسازد. در این میان، تکیه بر اخلاق نیز راهگشاست و میتواند به کمک اجتهاد آید.