انسان دارای طبعی دوگانه و حتی متضاد است. از یک سو حامل روح الهی میباشد، و از طرف دیگر، غرایزش او را به موجودی سرکش تبدیل کرده است. شریعت الهی با واجب ساختن اعمالی و حرام کردن برخی امور، به دنبال تحقق انسانیت است. با تأمل در قرآن کریم در این چارچوب، ملاحظه خواهیم کرد که هدف تشریع، ملتزم شدن به اموری چون عدالت، احسان، معروف، نیکی، گذشت، صبر، شکر، امتنان، وفای به عهد و جبران بدی با خوبی است. پیامبر اسلام (ص) نیز در دوره اول نبوت و قبل از آنکه تشریع و احکام اسلامی متمرکز شود، بر اساس ارزشهای اخلاقی و مورد احترام و حاکم در جامعه جاهلی حکم میکرده است. این مقاله با توجه به مطالب مذکور درصدد اثبات تشریع اخلاق در قرآن و تفکیکناپذیری اخلاق و حقوق است. ضمن اینکه بیدینی (سکولاریسم) و عدم اخلاص در عمل را دو عامل انحطاط و دوری جوامع اسلامی از اخلاق میداند.