فقیهان از نخستین روزهای تفقه دریافتند که بدون در اختیار داشتن اسلوب و روش صحیح و مناسبی برای اجتهاد و استنباط، نمیتوان حکم نهایی را منطبق با ادله شرعی و عقلی سامان داد. ازاینرو، قسمت عمدهای از مباحث مرتبط با روششناسی اجتهاد و معرفی الگوی مناسبی جهت ساختارمند و ضابطهمند کردن استنباط در دانش اصول فقه تمهید گشت. یکی از معانی متداول روششناسی اجتهاد، شناسایی منابع، منبعوارهها، مدارک و دوالّ دینی است که در هریک از مدارس فقهی یا تفقّهات شخصی بهعنوان مستنداتِ مورد رجوع بهکار میرود. شناخت نقش و جایگاه هریک از این منابع و مدارک در مسیر استنباط و افتاء از مهمترین کارکردهای روششناسی توصیفی محسوب میشود. در مقاله پیش رو، با بهرهگیری از مجموعه گفتارها و نگاشتههای شهید آیت الله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی، روششناسی مطلوب اجتهاد از منظر ایشان مورد بررسی قرار میگیرد. عناصر دخیل و تأثیرگذار بر روند استنباط حکم شرعی و نقش هریک از آنها از منظر شهید بهشتی مورد واکاوی قرار میگیرد. با امعان نظر به مؤلفههای مؤثر بر جریان اجتهاد و فرآیند استنباط، میتوان تعلق خاطر شهید بهشتی به برخی از مدارس فقهی را بدست آورد.