چند سالی است که مسئله خطابات مقاصدی در حوزههای فقهی شیعه به عنوان یک مسئله جدی طرح شده است. با این حال، کسانی که در مبانی تفقه شیعی متبحرند، در بهرهگیری از این خطابات احتیاط میکنند. از سوی دیگر، کسانی که به این خطابات گرایش دارند، غالباً منطقی مناسب و سازگار با فقه شیعی برای بهرهگیری از این خطابات ندارند. این نوشتار در پی برداشتن قدمی اولیه برای ارائه چنین منطقی است.
مسئله اساسی این مقاله این است که خطابات مقاصدی چه نقشی در فقه میتوانند داشته باشند؟ به نظر میرسد که بر خلاف تفکر رایج، بتوان نقشی گسترده برای این خطابات تعریف کرد و در همان حال، از ورود آن به حیطه خطابات حُکمی جلوگیری کرد. هدف این مقاله دفاع از اندیشه «نصمحور با گرایش به مقاصد» است. در این اندیشه که فقیهانی چون ابن ادریس حلی و مقدس اردبیلی از آن حمایت کردهاند، خطابات حکمی به عنوان محور اجتهاد به شمار میآیند و فقیه با وجود خطاب حکمی معتبر، هرگز مفاد حکمی آن را کنار نمیگذارد؛ اما در عین حال، مقاصد عام شریعت را در نظر گرفته و با توجه به اقتضای فطرت انسانی و شرایط محیطی به استنباط احکام از خطابات حکمی میپردازد. نویسنده در ضمن پاسخ به نقد آیتالله علیدوست بر دیدگاه مختار خود، بر آن استدلال میآورد.