پژوهش حاضر در پی یافتن پاسخ این پرسش بنیادین است که آیا بر اساس فقه امامیه، برای شهیدانی که در جریان جنگ با دشمنان کشته میشوند، «دیه شرعی» ثابت است و در صورت ثبوت، آیا پرداخت این دیه برعهده «بیتالمال» است؟ تعیین تکلیف شرعی و حقوقی این مسئله، به دلیل تأثیر مستقیم بر سیاستگذاریهای کلان مالی و حمایتی حکومت و نیز روشنشدن مبانی فقهی تعهدات دولت، از اهمیت راهبردی برخوردار است. هدف پژوهش، واکاوی ادله فقهی دو دیدگاه موافق و مخالف و ارائه جمعبندی نهایی برای اتخاذ تصمیمات صحیح است. پژوهش ابتدا با مروری بر کلیات دیه و بیتالمال آغاز میشود. سپس با استقرا موارد پرداخت دیه از بیتالمال در متون فقهی، به تحلیل دو دیدگاه اصلی میپردازد: دیدگاه موافق با استناد به عموم قاعده «لایبطل دم امرئ مسلم» و دیدگاه مخالف با تأکید بر فقدان دلیل صریح و تمایز ماهوی خون شهید. در نهایت، پس از نقد و بررسی ادله هر دو طرف، نتیجهگیری ارائه میشود. ادله فقهی مطرحشده برای اثبات «الزام شرعی پرداخت دیه شهید از بیتالمال» (مانند شمول روایت فرار قاتل یا قاعده لایبطل) از نظر این پژوهش قابلقبول نیستند. خون شهید، مصداق خون پایمالشده نیست، بلکه دارای اجر اخروی است. فقدان دلیل صریح در متون معتبر، با وجود ابتلای مکرر مسئله از باب قاعده «لو کان لبان»، مهمترین نشانه عدم ثبوت این حکم است.