بخشی از آیات قرآن کریم به تبیین تکالیف مسلمانان در شرایط تقابل با جبهه باطل اختصاص یافته است. شناسایی و تبیین این دستورالعملها، علاوه بر ترسیم نقشه راه کلان برای مدیریت میدان نبرد و عرصه دیپلماسی، مبنایی متقن برای قانونگذاری و رفع خلأهای حقوقی در نظام اسلامی محسوب میشود. پژوهش حاضر با هدف پاسخ به این مسئله که «قرآن کریم چه راهبردهای کلانی را برای مواجهه با دشمن در شرایط جنگی تجویز میکند؟» سامان یافته است. روش تحقیق در این مقاله، تحلیل مضمون آیات جهاد با رویکردی فقهی و تفسیری است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که الگوی دفاعی و تقابلی قرآن بر هفت راهبرد اساسی استوار است: «بازدارندگی از طریق توسعه توانمندی همهجانبه»، «انتصار و کنشگری فعال نظامی، حقوقی و رسانهای»، «حراست جامع از مرزهای سرزمینی، اعتقادی و اخلاقی»، «رعایت عدالت با دشمن و صیانت از حقوق انسانی»، «ممنوعیت پیوند و دوستی با متجاوز»، «اقدامات هوشمندانه جهت عصبانی کردن و ایجاد انفعال در دشمن» و «مواجهه چندلایه با جریان نفاق و نفوذ». این راهبردها نشان میدهند که منطق قرآنی در جنگ، ترکیبی جامع از اقتدار حداکثری، مقاومت فعال، عدالتمحوری انعطافناپذیر و هوشیاری عمیق سیاسی است.