در قوانین موضوعه بین احکام کیفری ناظر بر رابطه پدر ـ فرزندی و مادر ـ فرزندی ناهمگونی وجود دارد. از حیث نظری بعضی با قبول این تفاوتها، مبانی مختلفی برای آن ذکر کردهاند که نظریه سببیت و نظریه ملکیت از ایندست نظریات است. در مقابل بعضی با رد این تفاوتها قائل به همسان بودن احکام ناظر به رابطه اُبوّت و اُمومت هستند که نظریه تکریم و نظریه تعمیم از این دستهاند.
پرسش این است که آیا رویکرد درست در قبال احکام کیفری والدین، لزوماً یکی از دو رویکرد همسانپندار و ناهمسانپندار است یا رویکرد دیگری قابل طرح است؟ در صورت دوم مبنای نظری آن چیست؟
در این نوشتار هر یک از این نظریات نقد، و رویکرد افتراقی در این زمینه اختیار شده است. نظریه مختار قائل به همسانپنداری احکام پدر و مادر در جرائم مالی و حیثیتی و جنایات کمتر از قتل، و ناهمسانپنداری احکام آنها در قتل عمد است. مبنای نظریه، استناد به فحوای آیه مصاحبت به معروف با والدین است.