تبدیل مفاد گزارههای اخلاقی به قواعد حقوقی از جمله موضوعات مهمی است که دارای دو پرسش اساسی چرایی و چگونگی است. نوشتار حاضر تلاش میکند با تفکیک انواع قواعد حقوقی به بررسی خصوصیات آنها بپردازد تا روشن شود که آیا مفاد یک قاعده حقوقی قابلیت تبدیل به قاعده حقوقی را دارد یا چنین امری به لحاظ نظری با مشکل روبروست. در این حوزه مشخص میگردد که بسیاری از قواعد اخلاقی قابلیت حقوقی شدن را دارد. از آنجا که تشخیص قابلیت تبدیل به ظرفیت حقوق نیز بستگی دارد، در ادامه تلاش گردیده است با جداسازی ضمانت اجرای مثبت و منفی، تحلیل انواع ضمانت اجرا، حقوق سخت و نرم، ضمانت اجراهای خاص مانند بطلان و نقش دولت در ایجاد نهادهای اعتباری مانند اختراع و طرحهای صنعتی، ظرفیت وسیع نظام حقوقی برای تقنین اخلاق فراهم گردد.