این نوشتار با نگاهی فقهی به این مسئله میپردازد که اخلاق در فرایند قانونگذاری چه نقشی دارد. مقصود از اخلاق در این بحث دو امر است: 1. بایدها و نبایدهای اخلاق اسلامی؛ 2. اخلاق عمومی. نسبت این دو، عموم و خصوص من وجه است. مقصود از قانون، مقرراتی است که حکومت اسلامی برای ادارۀ جامعه بر اساس وظایفش وضع میکند و ضمانت اجرای حکومتی دارد. غرض اصلی این مقاله بررسی نقش آن دسته از قواعد اخلاقی در قانونگذاری است که حکم الزامیِ شرعی نیستند. در این مقاله دخالت اخلاق در قانونگذاری، در عناوین زیر بررسی شده است:
1. نقش اخلاق در وضع قانون در قاعدۀ اخلاقی
2. نقش اخلاق در وضع قانون دربارۀ قاعدۀ اخلاقی
3. نقش اخلاق در تفسیر قانون
4. نقش اخلاق در وضع قانون در جایی که بهویژه اسلام حکم ندارد