روششناسی به عنوان واسط میان پژوهش و منابع معرفتی، از جمله مباحث مهم در حوزه فلسفه حقوق و از جمله فلسفه مالکیت فکری است. از آنجا که نهاد مالکیت فکری خود پاسخ به مسئلهای است که در نظامهای حقوقی دیگر مطرح شده، لازم است در نظام حقوقی اسلام نیز تلاش گردد اصل مسئله بازخوانی و با توجه به چگونگی حل آن در دیگر نظامهای حقوقی، موضع نظام حقوقی اسلام نیز مطرح شود. ازاینرو روششناسی مالکیت فکری درصدد است با شناخت دقیق مسئلهای که موجب شکلگیری این نهاد شده است، شیوه پاسخ به مسئله از طریق مالکیت فکری را بررسی نماید. در این راستا ضرورت دارد چگونگی مشروعیتبخشی مالکیت فکری از یک سو و چگونگی استخراج قواعد و مقررات آن از سوی دیگر به لحاظ فراحقوقی بررسی شود. چنین بررسی، دید فراحقوقی برای قانونگذاران فراهم آورده و ابعاد مختلف نظام مالکیت فکری را روشن نموده و به دادرسان این امکان را میدهد که بهطور دقیقتر قانون را تفسیر نموده و راهحلهای مناسب برای خلأها بیابند.