تجربه احزاب با کارکردها و ظرفیتهای خود در دنیای مدرن به مثابه موتور محرکه جامعه و سازوکار بهزیستی مورد پذیرش قرار گرفته است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز اصل تحزب پذیرفته شده است. تجربههای عملی چهار دهه گذشته احزاب نشان میدهد که از این نهاد مدنی میتوان در راستای اهداف جامعه اسلامی بهره گرفت. اما خلأ اساسیای که در طول این سالیان احساس میشود آن است که نه نظام اسلامی و مراکز پژوهشی و نه جریانهای سیاسی و حزبی نتوانستهاند برای اصل 26 قانون اساسی، دانش اسلامی برای رفتار حزبی و ایفای نقشهای اجتماعی آن تولید کنند. چنین دانشی لزوماً بر پایه فقه سیاسی است که با رویکرد اجتهادی باید بتواند موضوع تحزب را بهدرستی شناسایی کند و با تبیین ماهیت کار حزبی، مبانی و اصول آن را ترسیم نماید تا براساس آنها بتوان اساسنامه و مرامنامه و خطمشی احزاب را تدوین نمود. مهمترین دستاورد این تحقیق آن است که با رویکرد و روش تحلیلی و تفسیری به متون دینی توانسته بخشی از مبانی، اصول و کارویژههای حزب اسلامی را بازخوانی نماید.