قانون به عنوان مقررات و ضوابط دارای ضمانت اجرا و تنظیمکننده روابط اجتماعی که با تصویب بر اساس مقرره به صورت عام و لازم الاجرا بوده، هنگامی اثر مفید خود را دارد که باور عموم مردم را به خود جلب کند. همانگونه که اخلاق و مقررات مذهبی، در جای خود از این وضعیت برخوردارند و در بسیاری از مواقع با وجود نداشتن ضمانت اجرای حکومتی، مردم به آنها عمل میکنند.
برای موفقیت یک قانون، قانونگذار و مجری قانون، باید ظرافت و مهارت لازم را در وضع و تصویب قانون و نیز در اجرای آن به خرج دهند. قانون از صلابت و خشکی خاصّ خود برخوردار است و قاعدتاً استثناپذیر نیست و باید شفاف و قاطع باشد. در عین حال در مواردی لازم است به طور حسابشده، منعطف باشد و در جای خود نرمی نشان دهد و در مقام اجرا نیز با عنایت به هدف اصلی اجرای قانون که برقراری نظم و عدالت است، شایسته است قابلیت انعطافپذیری داشته باشد.
شاید از همینروست که در احکام و مقررات دینی، بهویژه در متون قرآنی، هر جا حکمی بیان شده و بر قاطعیت لازم برای اجرای آن تأکید شده، استثناهایی نیز ذکر شده و مثلاً توبه خلافکار موجب نرم شدن حکم سخت موضوعه اعلام شده و امروزه قانونگذار در بسیاری از قوانین موضوعه، بر حسن نیت و انصاف و شرافت معامله، تصریح کرده است. در این مقاله به تفصیل بیشتر، این موارد، مورد بحث قرار خواهد گرفت