نسبت اخلاق و حقوق از مباحث مهم فلسفه حقوق است. اصل وجود ترابط میان اخلاق و حقوق و نیز توجه به قواعد اخلاقی در یک جامعه مطلوب چندان محلّ نزاع نیست. بحث اساسی بر سر شعاع و میزان تأثیر اخلاق بر حقوق و معیارهای آن است. برای روشن ساختن مسئله باید به برخی پرسشهای بنیادین پاسخ داد مبنی بر اینکه آیا میتوان اصول اخلاقی را منشأ اعتبار قاعده حقوقی دانست و آیا قاعده حقوقی بدون سازگاری با قواعد اخلاقی میتواند موجّه باشد؟ اگر اخلاق بتواند منشأ اعتبار قواعد حقوقی باشد قلمرو آن کدام است و بر تن کدام قاعده اخلاقی باید جامه قانون پوشاند؟ با وجود اشتراک گسترده میان قواعد اخلاقی با قواعد حقوقی و حتی احکام فقهی به عنوان منبع اصلی قواعد حقوقی، دستهای از قواعد اخلاقی جامه فقه و حقوق به تن نکردهاند. از طرف دیگر پارهای از قواعد حقوقی و نیز موازین فقهی نسبتی با اخلاق ندارند و گاه ممکن است حتی غیراخلاقی محسوب شوند. برای حل این معضل میتوان معیارهایی را به دست داد که توجه به آنها در هنگام تنظیم قواعد حقوقی لازم است. برخی از این معیارهای اخلاقی شامل لاضرر، مصالح اجتماعی، منع انحرافات اخلاقی و تسهیل رفتارهای اخلاقی میشود.