مقاله حاضر با هدف بررسی «حق» یا «تکلیف» بودن اقامه بیّنه توسط مدعی و با روش تحلیل محتوای کیفی به بیان اقوال موجود در این امر پرداخته است. یکی از دلایلی که مدعی میتواند در جریان رسیدگی به ادعای خود در محکمه به آن استناد کند، بیّنه است. در اینکه آیا حاکم میتواند مدعی را در صورت وجود بیّنه و بهدنبال انکار مدعیعلیه، ملزم به احضار بیّنه در محکمه کند، در بین فقهای امامیه اختلافنظر وجود دارد. برخی از فقها قائل به عدم جواز الزام از سوی حاکم هستند؛ چون حاضر کردن بیّنه را حق مدعی میدانند. برخی دیگر نیز این امر را جایز شمرده و قائل هستند که در صورت امر حاکم، مدعی برای حاضر کردن بیّنه در محکمه، تکلیف دارد. در نهایت عده دیگر از فقها قائل به تفصیل شده و بین علم و جهل مدعی نسبت به حاضر کردن بیّنه فرق گذاشتهاند. نوشتار حاضر با اثبات اینکه حاکم نمیتواند مدعی را به حاضر کردن بیّنه در محکمه الزام کند، به بیان اقوال و دلایل موجود در این زمینه میپردازد