نمیتوان ادعا کرد تقوای ظاهری لزوماً ملاک معتبری برای سنجش جایگاه انسانها در نزد خداوند متعال است؛ اما این ملاک ضابطهای ناگزیر برای سنجش شایستگی افراد جهت تصدی سِمتهای عمومی بهشمار میرود. نبود علم به باطن افراد، ما را ناگزیر از توسل به ملاکها و بایستههای ظاهری برای سنجش شایستگی افراد میکند. از نظر عقلی نیز احتمالاً افرادی که واجد شاخصهای تقوای ظاهری هستند، شایستگی بیشتری از سایرین برای تصدی مناصب عمومی دارند. بااینحال مستندات روایی و عقلی نشان میدهد وجود چنین شاخصهایی، از ضرورت نظارت در حین مسئولیت نخواهد کاست و صرف وجود چنین ملاکی در افراد، نمیتواند عذری برای سهلگیری در نظارت بر ایشان شود. افزونبراین یکی از نکات مهم در استفاده از ملاک تقوای ظاهری، تشخیص درست ضوابط این ملاک و شناسایی اولویتها در میان این ضوابط است. براساس روایات صفاتی نظیر امانتداری و راستگویی از مهمترین ضوابط در تشخیص تقوای ظاهری بهشمار میروند. همچنین در تزاحم احتمالی ضوابط تقوای ظاهری، ضوابطی اولویت دارند که مناسبت و ارتباط بیشتری با تصدی سِمتهای عمومی دارند.[1]
[1]. از تشریک مساعی جناب آقای دکتر محمد منصوری بروجنی در روند آمادهسازی این مقاله تشکر و سپاسگزاری میکنم.